العلامة المجلسي

477

حياة القلوب ( فارسي )

در معاني الأخبار وخصال وشيخ طوسي وشيخ طبرسى وجماعت بسيار روايت كرده‌اند از حضرت صادق وباقر عليهما السّلام وحضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وابن عباس كه آن كلمات آن بود كه گفت : خداوندا ! سؤال مىكنم از تو بحقّ محمد وعلى وفاطمه وحسن وحسين عليهم السّلام كه البتة مرا رحم كنى وبيامرزى وتوبهء مرا قبول فرمايى ، پس خدا توبهء أو را قبول كرد « 1 » . وبه روايت ديگر : چون آدم وحوّا آرزوى منزلت آن بزرگواران كردند ، مبتلا به آن ترك أولى شدند ، وچون مدتي در زمين تضرع واستغاثه كردند وخدا خواست توبهء ايشان را قبول كند جبرئيل آمد به نزد ايشان وگفت : شما ستم كرديد بر خود كه آرزو نموديد منزلت جمعى را كه خدا آنها را بر شما فضيلت وزيادتى داده بود پس از خدا سؤال كنيد بحقّ آن نامها كه ديديد بر ساق عرش نوشته شده بود تا خدا توبهء شما را قبول كند ، پس آدم عليه السّلام گفت : خدايا ! سؤال مىنمايم تو را بحقّ گرامىترين خلق نزد تو محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وعلى وفاطمه وحسن وحسن عليهم السّلام كه توبهء ما را قبول نمائى وما را رحم كنى ، پس خدا توبهء ايشان را قبول كرد « 2 » . وبه روايت ديگر : بحقّ محمد وآل محمد سؤال كردند « 3 » . وابن مغازلى شافعي نيز اين مضمون را روايت كرده است « 4 » . ودر بصائر الدرجات از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است در تفسير قول حق تعالى وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً « 5 » يعنى « بتحقيق كه عهد كرديم بسوى آدم پيشتر پس فراموش كرد ونيافتيم از براي أو عزمي » ، حضرت فرمود كه : آية چنين نازل شد : « عهد كرديم بسوى آدم پيشتر كلمه‌اى چند در شأن محمد وعلى وفاطمه

--> ( 1 ) . كافى 8 / 304 ؛ معاني الأخبار 125 ؛ خصال 270 ؛ تأويل الآيات الظاهرة 1 / 48 به نقل از مصباح الأنوار شيخ طوسي ؛ مجمع البيان 1 / 89 ؛ تفسير فرات كوفي 57 ؛ اليقين 175 ؛ عمدهء ابن بطريق 379 ؛ نهج الحق 179 ؛ تفسير الدر المنثور 1 / 61 . ( 2 ) . تفسير عياشى 1 / 41 . ( 3 ) . امالى شيخ صدوق 181 ؛ تأويل الآيات الظاهرة 1 / 49 . ( 4 ) . مناقب ابن المغازلي 105 . ( 5 ) . سورهء طه : 115 .